خشیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشیب . [ خ َ ] (ع اِ) شمشیر بساخت نخستین که هنوز آن را سوهان و صیقل نکرده باشند. ج، خُشُب، خَشائب . ◄ زنگ زدوده و ردی و بلایه . (از منتهی الارب ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ). ج، خُشُب، خَشائب . ◄ برگزیده و چیده و تراشیده از تیر و کمان در تراش نخستین . ج، خُشُب، خَشائب . ◄ شتر ستبر و هر چیزی که خشن باشد. ج، خُشُب، خَشائب . ◄ دراز و درشت اندام برهنه استخوان در کمال سختی . (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ج، خشب، خشائب .