خصایص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خصایص . [ خ َ ی ِ ] (اِ) خَصائص، خاصیتها و اختصاصات و شایستگیها و سزاواریها. (از ناظم الاطباء) : این کلمتی چند موجز از خصایص ملک و دولت ... تقریر افتاد. (کلیله و دمنه ).و یکی از خصایص آن حضرت ... آن است که وفات خلفاء آنجا که اتفاق افتاد. (کلیله و دمنه ). حق تعالی او را بخصایص ادب و میل بمعالی آراسته کرده بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). همگنان مجتمع الهمة و متفق الکلمة گشتند که اهلیت و استحقاق سروری و خصایص بهتری و مهتری جز ناصرالدین سبکتکین را نیست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). شمایلی که نیاید بوصف در اوهام خصایصی که نگنجد بذکر در افواه . سعدی .