خصم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خصم کردن . [ خ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دشمن کردن : که بدمرد را خصم خود می کنی وگر نیکمرد است بد می کنی . سعدی (بوستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خصم کردن . [ خ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دشمن کردن : که بدمرد را خصم خود می کنی وگر نیکمرد است بد می کنی . سعدی (بوستان ).