واژه جو

خضراوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خضراوی . [ خ َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن احمد خضراوی از مردم قرن چهاردهم هجری است و او راست : ١- العقد الثمین فی فضل البلد الامین . ٢- نفحات الرضا و القبول . (از معجم المطبوعات ).

خضراوی . [خ َ ] (اِ) نام نوعی خرماست . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خضراوی | واژه جو