واژه جو

خضرلک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خضرلک . [ خ ِ ض ِ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج . واقع در ٤٩هزارگزی شمال خاوری سنندج و ٤هزارگزی خاور سراب سوره . این دهکده تپه ماهور و سردسیر و دارای ٤٨٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری می باشد. صنایع دستی زنان قالیچه و گلیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی خضرلک | واژه جو