واژه جو

خضرمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خضرمی . [ خ ِ رَ ] (ص نسبی ) انتسابی است به خضرمه . (از انساب سمعانی ).

خضرمی . [ خ ِ رِ ] (ع اِ) واحد خضارمه . (منتهی الارب ). رجوع به خضارمه در این لغت نامه شود.

معنی خضرمی | واژه جو