واژه جو

خضروان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خضروان . [ خ ِ ] (اِخ ) نام قریتی است به خواف و از آنجاست مظفر هروی خضروانی شاعر ایرانی . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خضروان | واژه جو