خط بر زمین کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خط بر زمین کشیدن . [ خ َ ب َ زَ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از اظهار عجز و خجالت کردن . (آنندراج ). خط بر خاک کشیدن : تا صف مژگان آهو چشم ما را دیده ست خط بمژگان بر زمین خورشید تابان می کشد. صائب (از آنندراج ).