خط دمیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خط دمیدن . [ خ َ دَ دَ] (مص مرکب ) مخطط شدن جوان ساده رو. (آنندراج ). موی بر عارض جوان درآمدن . تازه ریش برآوردن : نه خط است آنکه دمید از لب جان پرور تو. صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خط دمیدن . [ خ َ دَ دَ] (مص مرکب ) مخطط شدن جوان ساده رو. (آنندراج ). موی بر عارض جوان درآمدن . تازه ریش برآوردن : نه خط است آنکه دمید از لب جان پرور تو. صائب (از آنندراج ).