خط سبز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خط سبز. [ خ َطْ طِ س َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خطی که تازه از رخسار خوبان برآمده باشد. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ) : ز عذارت خط سبز و ز کفت خط سیاه چون نبیند ز خط صبر بلا باد پدر. خاقانی . خط سبز و لب لعلت بچه ماند گوئی من بگویم بلب چشمه ٔ حیوان ماند. سعدی . یعنی از روی دلبران خط سبز دل عشاق بیشتر جوید. سعدی (گلستان ). چگویم آن خط سبز و دهان شیرینت بجز خضر نتوان گفت و چشمه ٔ حیوان . سعدی . سعدی خط سبز دوست دارد پیرامن خد ارغوانی . سعدی . ◄ خطی را گویند که از غیب مرقوم شده باشد، یعنی کسی نداند که از کجا آمده است و که نوشته است . ◄ خط شب را گویندکه خط سیاه و خط ازرق است . (از ناظم الاطباء) (برهان قاطع). ◄ عالم برزخ بنزد صوفیان . (یادداشت بخط مؤلف ).