واژه جو

خط و نشان کشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خط و نشان کشیدن . [ خ َطْ طُ ن ِ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) خط وکیل کشیدن . تهدید کردن . شاخ و شانه کشیدن . نقشه ٔ انتقام کشیدن، نقشه ٔ تلافی کشیدن . (یادداشت بخط مؤلف ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خط و نشان کشیدن | واژه جو