خطا آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطا آمدن . [ خ َ م َ دَ ] (مص مرکب ) اشتباه درآمدن . سهو کردن . ناصواب آمدن . غلط درآمدن : بی از آن کآمد ازو هیچ خطا از کم و بیش . (تاریخ بیهقی ). تدبیرهایش خطا آمد. (نوروزنامه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطا آمدن . [ خ َ م َ دَ ] (مص مرکب ) اشتباه درآمدن . سهو کردن . ناصواب آمدن . غلط درآمدن : بی از آن کآمد ازو هیچ خطا از کم و بیش . (تاریخ بیهقی ). تدبیرهایش خطا آمد. (نوروزنامه ).