خطا رفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطا رفتن . [ خ َ رَ ت َ ] (مص مرکب ) به اشتباه رفتن . بسهو رفتن : سکندر بحیوان خطا می رود من اینجا سکندر کجا می رود. نظامی . ما چون نشانه پای بگل در بمانده ایم خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود. سعدی (طیبات ). ◄ گناه سر زدن : نه کورم ولیکن خطا رفت کار ندانستم از من گنه در گذار. سعدی (بوستان ).