خطاپوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطاپوش . [ خ َ ] (نف مرکب ) شفیق . رحیم . ◄ کسی که از گناه و جرم اغماض می کند. (ناظم الاطباء). جرم پوش . (یادداشت بخط مؤلف ). پوشنده ٔ خطا. (آنندراج ) : گر رحمت حق هست عطاباش و خطاپوش تو رحمت حق بر همه آفاق عطائی . خاقانی . ای فلک بر درتو حلقه بگوش هم خطاپوش و هم خطائی پوش . نظامی . پیر پیمانه کش ما که ندارد زر و زور خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد. حافظ. آب رو می رود ای ابر خطاپوش ببار که بدیوان عمل نامه سیاه آمده ایم . حافظ. پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد. حافظ.