خطاکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطاکار. [ خ َ ] (ص مرکب ) اشتباه کننده . سهوکننده . ◄ گنه کار. بزهکار. عاصی . (ناظم الاطباء). خاطی . مجرم . (یادداشت بخط مؤلف ) : بگفت ای نگون بخت بدبخت زن خطاکار ناپاک ناپاک تن . ؟ (قصص الانبیاء جویری ص ٧٧). من با تو چونیستم خطاکار خود را بخطا کنم گرفتار. نظامی .