واژه‌جو

خطف

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(خَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- ربودن، به سرعت ربودن چیزی. ۲- خیره کردن برق چشم را.

معنی خطف | واژه‌جو