خطف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- ربودن، به سرعت ربودن چیزی. ۲- خیره کردن برق چشم را.واژه قبلی: خطرهواژه بعدی: خطل