خطور کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
الهام شدن، رسیدن فکری بهذهن کسی، بهیاد آوردن، جا افتادن، مشغول داشتن رسوب کردن، جذب فکر شدن تأثیر گذاشتن، تأثیر قوی گذاشتن، وسوسه کردن جذب کردن، مجذوب کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
الهام شدن، رسیدن فکری بهذهن کسی، بهیاد آوردن، جا افتادن، مشغول داشتن رسوب کردن، جذب فکر شدن تأثیر گذاشتن، تأثیر قوی گذاشتن، وسوسه کردن جذب کردن، مجذوب کردن