خفتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خفتار. [ خ َ ] (اِخ ) لقب پادشاه جزیره و پادشاه حبش و آنرا حیقار وجَیْفار نیز گفته اند. (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
خفتار. [ خ ُ ] (اِمص ) خواب . نوم . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ خرم خفتار ؛ خوش خواب . خوش بخواب : آنگاه بهرام گور خفتن می خواست و سماربن خوش اجازه ٔ بازگشتن میخواست داد، می گفت : خرم خفتارا.(از کتاب التاج منسوب به جاحظ ص ١١٨).