واژه جو

خفجا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خفجا. [ خ َ ف َ ](اِ) کابوس . خفتک . خفج و آن گران و سنگینی است که در خواب عارض شود. (برهان قاطع). رجوع به خَفْج ْ و خَفَج در این لغت نامه شود. ◄ (اِ) لرزیدن پای شتر را گویند در وقت برخاستن . (از برهان قاطع).

معنی خفجا | واژه جو