خفریق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خفریق . [ خ َ ] (اِ) ندامت . ◄ (ص ) زشت و بدهیکل . (ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مؤلف ) : چنانکه معشوق کسی با همه خونها و خفریقها مشترک است ولی عاشق بجز خوبی از او چیز دیگری نمی بیند. (فیه ما فیه ). ◄ شرمگین . (ناظم الاطباء).