خفیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- سبک، دارای وزن اندک.<BR>۲- دارای شدت کم.<BR>۳- خوار، زبون.<BR>۴- مختصر، اندک.<BR>۵- یکی از بحرهای نوزده گانة شعر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ) [ ع. ] (ص.) ۱- سبک، دارای وزن اندک. ۲- دارای شدت کم. ۳- خوار، زبون. ۴- مختصر، اندک. ۵- یکی از بحرهای نوزده گانه شعر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خفیف .[ خ َ ] (ع مص ) مصدر دیگر خف و خفة. (منتهی الارب ).
خفیف . [ خ َ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ خفیف . رجوع به ابوعبداﷲ خفیف در این لغت نامه و سیرة ابن خفیف شود.
خفیف . [ خ َ ] (اِخ ) وی شاگرد علی بن عیسی و علی بن عیسی شاگرد خلف مروزی است . او از صناع حاذق و فاضل آلات جنگی بود. (از فهرست ابن الندیم ).
مترادف و متضاد واژهدان
سبک (متضاد: ثقیل) ضعیف، کم، ناچیز بیمقدار، حقیر، خوار، ذلیل، زبون آهسته، یواش مبهم، غیرواضح اهانتآمیز، توهینآمیز
واژگان فارسی سره واژهدان
کوچک، کم، سبک