خق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خق . [ خ َق ق ] (ع اِ) شکاف در زمین که کسی اندروی پنهان تواند شد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). ج، اَخقاق، خقوق . جج، اَخاقیق . ◄ حوض خشک . (منتهی الارب ).
خق . [ خ ُق ق ] (ع اِ) حوض و تالاب پررخنه که آب در آن جمع نگردد و خشک باشد. (ناظم الاطباء).