خلافکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که خلاف میکند، آن که رفتار نادرست و ناروا دارد، متخلف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که خلاف میکند، آن که رفتار نادرست و ناروا دارد، متخلف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلاف کار. [ خ ِ / خ َ ] (ص مرکب ) گناهکار.خاطی . آنکه خلاف کند. آنکه کار ناشایست انجام دهد.
واژگان فارسی سره واژهدان
کژکار، تبهکار، بزهکار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی