خلال کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلال کردن . [ خ ِ/ خ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) درآوردن خرده ٔ غذا میان دندانها بوسیله ٔ خلال . (یادداشت بخط مؤلف ) : ز نوک نیزه بدندان خلال خواهی کرد. ؟ ◄ کنایه از دست از طعام بازکشیدن . (آنندراج ). ◄ ریزریز کردن پوست نارنج و غیره . (ازحاشیه ٔ بر برهان قاطع چ معین ).