خلجان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ لَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- لرزیدن، تکان خوردن. ۲- اضطراب. ۳- (اِ.) میل خاطر، خواهش چیزی.مترادفها و واژههای مرتبطتپش، لرزشاضطراب، دلهره، نگرانی، بیمآرزو، رغبت، خارخار، خواهش، میلواژه قبلی: خلتواژه بعدی: خلخال