خلجان
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
تپش، لرزش اضطراب، دلهره، نگرانی، بیم آرزو، رغبت، خارخار، خواهش، میل محبت، عشق، مودت پریدن چشم به خاطر درآمدن، به خاطررسیدن، به ذهن خطور کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
تپش، لرزش اضطراب، دلهره، نگرانی، بیم آرزو، رغبت، خارخار، خواهش، میل محبت، عشق، مودت پریدن چشم به خاطر درآمدن، به خاطررسیدن، به ذهن خطور کردن