خلع کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانبرکنار کردنمترادفها و واژههای مرتبطبرکنار کردن، معزول کردن، منفصل کردن، عزل کردن ≠ گماشتن، برگماشتن، منصوب کردنکندن، برکندن، بیرون آوردن (لباس و )واژه قبلی: خلع سلاحواژه بعدی: خلعت