خلف صدق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلف صدق . [ خ َ ل َ ف ِ ص ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جانشین صالح . (یادداشت بخط مؤلف ): رفتم من و فرزند من آمدخلف صدق او را بخدا و بخداوند سپردم . عبدالملک برهانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلف صدق . [ خ َ ل َ ف ِ ص ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جانشین صالح . (یادداشت بخط مؤلف ): رفتم من و فرزند من آمدخلف صدق او را بخدا و بخداوند سپردم . عبدالملک برهانی .