خلق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ لَ) [ ع. ] (ص.) کهنه، ژنده. ج. خلقان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ لِ) [ ع. ] (ص.) نیکخوی، خوش - خوی.
(خُ) [ ع. ] (اِ.) خوی، عادت، ج. اخلاق.
(خَ لَ) [ ع. ] (ص.) کهنه، ژنده. ج. خلقان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلق . [ خ َ ل ِ] (ع ص، اِ) ابر مستوی که در آن احتمال باران باشد.(از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خلق . [ خ َ ل َ ] (ع ص ) کهنه . (مذکر و مؤنث در آن یکسانست ). پاره . از بین رفته . (یادداشت بخط مؤلف ). ج، خُلقان : جبه ای داشت حسنک ... خلق گونه . (تاریخ بیهقی ). بخواندند و با آن جامه ٔ خلق پیش آمد و زمین بوسه داد و بایستاد. (تاریخ بیهقی ). نوها همه خلق شود و هرگز نشنید کس که نو شد خلقانی . ناصرخسرو. تیغ و قرآن ورا شده معجز نشود شرع او خلق هرگز. سنائی . نقل است که قصد... و جامه خلق داشت، راه ندادندش . حالتی بر او پدید آمد، گفت : با دست تهی بخانه ٔ دیو راه نمی دهند؛ بی طاعت به خانه ٔ رحمن چنین راه دهند. (تذکرة الاولیای عطار). بکشتی دربودم و مرا کشتی بان نمی شناخت . جامه ای خلق داشتم و مویی دراز و بر حالی بودم که از آن اهل کشتی جمله غافل بودند. (تذکرة الاولیای عطار). بل قضا حق است و جهد بنده ٔ حق هین مباش اعور چو ابلیس خلق . مولوی . بازگرد از کفر سوی دین حق ورنه در نار ابد مانی خلق . مولوی . درد باغت گر خلق پوشید مرد خواجگی خواجه را آن کم نکرد. مولوی . ♦ خلق کردن ؛ خوار کردن : خویشتن را خلق مکن بر خلق برد نو بهتر از کهن دیباست . مسعودسعد. و اکنون سبب تهمت یکدیگر... دیگر چنین خویش را خوار و خلق کرده اند. (جهانگشای جوینی ).
خلق . [ خ َ ل َ ] (ع مص ) کهنه شدن جامه . ◄ نرم و تابان گردیدن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
مترادف و متضاد واژهدان
آفریدن، آفریده، آفرینش، ابداع، احداث، انشاد، ایجاد، تناسل، تولید، خلقت، کون، مخلوق توده، عامه، عوام امت، قوم، مردم، ملت مخلوق غیرسید (متضاد: سید) آدمی، انسان آدمیان، انسانها هیکل، شمایل عالم مادی شهروند، ت
واژگان فارسی سره واژهدان
نو آوری، منش، مردمان، مردم، فرخوی، سرشت، رفتار، خیم، خوی، خو، توده، آورش، آفرینش، آفریده
واژگان قرآن
وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ «خلق» به معناى ایجاد چیزى از روى حساب است و طبق آیات قرآن منظور از «خلق» آفرینش نخستین است و بعضى از فلاسفه مایلند عالم «خلق» را عالم «ماده» بدانند; زیرا «عالم خلق» جنبه تدریجى دارد و این خاصیّت جهان مادّه است.(28)