خلن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلن . [ خ ُ ل ِ ] (ص ) بینی که مخاط و خلم از آن روان باشد. (ناظم الاطباء). کسی را گویند که پیوسته آب غلیظ از بینی او روان باشد. (برهان قاطع) : بینی خلن چو میش دارد صدگرگ درونش بیش دارد. آغاجی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلن . [ خ ُ ل ِ ] (ص ) بینی که مخاط و خلم از آن روان باشد. (ناظم الاطباء). کسی را گویند که پیوسته آب غلیظ از بینی او روان باشد. (برهان قاطع) : بینی خلن چو میش دارد صدگرگ درونش بیش دارد. آغاجی .