خلنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ لَ دِ) (ص فا.) آن چه که در چیزی فرو رود.واژه قبلی: خلنجبینواژه بعدی: خلنگ