خم کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تا کردن، دولا کردن، مچاله کردن شیار کشیدن بههم زدن انحنا دادن، تابیدن، تاب دادن، تاباندن، پیچاندن بستهبندی کردن، پیچیدن، حصار بستن، دیوار کشیدن تا خوردن، تا شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تا کردن، دولا کردن، مچاله کردن شیار کشیدن بههم زدن انحنا دادن، تابیدن، تاب دادن، تاباندن، پیچاندن بستهبندی کردن، پیچیدن، حصار بستن، دیوار کشیدن تا خوردن، تا شدن