واژه جو

خم گشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خم گشتن . [ خ َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) خم شدن . منحنی شدن . کج شدن . ◄ دولا شدن . دوتا شدن . رکوع کردن . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خم گشتن | واژه جو