واژه جو

خمارلو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خمارلو. [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است مرکز دهستان کیوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز، دارای ٣٩٦ تن سکنه، آب آن از رودخانه ٔ محلی است . محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو است . این دهکده دبستان و نماینده ٔ آمار و اداره ٔ مرزبانی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی خمارلو | واژه جو