خمار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانمخمور، میزده، نشئه، نیمهمست ملالت هستی، خمارزده ملول، رخوتزده، کسل، بیحال، رخوتناکمترادفها و واژههای مرتبطبادهفروش، شرابفروش، میفروشواژه قبلی: خم شدنواژه بعدی: خماسی