خمری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمری . [ خ َ ] (ص نسبی ) منسوب به خمر: لون خمری ؛ سیاهی که بسرخی زند. (از اقرب الموارد) : نوروز درآمد ای منوچهری با لاله ٔ سرخ و با گل خمری . منوچهری (از شمس قیس رازی ).
خمری . [ خ ُ ] (ص نسبی ) منسوب است به خمر که عبارت باشد از مقنعه . (از انساب سمعانی ).