خمر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ) [ ع. ] (اِ.) شراب، نوشابه مستی آور.مترادفها و واژههای مرتبطباده، رحیق، شراب، صهبا، مسکر، عرق، عقار، مل، می نبید، نبیذ،واژه قبلی: خمخانهواژه بعدی: خمره