خمپاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ رِ) (اِمر.)<BR>۱- نوعی گلوله که به وسیلة خمپاره انداز پرتاب شود.<BR>۲- گلولهای که جهت آتش بازی سازند و در هوا منفجر گردد و به چند رنگ درآید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ رِ) (اِمر.) ۱- نوعی گلوله که به وسیله خمپاره انداز پرتاب شود. ۲- گلولهای که جهت آتش بازی سازند و در هوا منفجر گردد و به چند رنگ درآید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمپاره . [ خ ُ رَ / رِ ](اِ مرکب ) قنباره . غنباره . چیزی است هاون مانند سرگشاده که کولی [ کذا ] مجوف در آن نهند و پر از آهن ریزه نمایند و بقلعه یا که شهر اندازند آن کولی بلند شود و بزمین رسد فرورود و بعد از لحظه برآید و بپاشد.(لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ). قسمی توپ با لوله ٔ کوتاه که پیاده نظام حمل می کند و با آن اشیانه ٔ مسلسل حریف را از مقابل برمی دارد. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ گلوله ای که در خمپاره بکار می رود. ◄ قسمی آتش بازی که چون گلوله به هوا شود و آنجا بترکد و بیشتر برنگهای مختلف . (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی