خمیر شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمیر شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بشکل خمیر درآمدن . نرم شدن : بر هر که تیر راست کند بخت بد بر سینه چون خمیر شود جوشنش . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمیر شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بشکل خمیر درآمدن . نرم شدن : بر هر که تیر راست کند بخت بد بر سینه چون خمیر شود جوشنش . ناصرخسرو.