خمیره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ رِ) [ ع. خمیره ] (اِ.) ۱- خمیرترش. ۲- سرشت، طبع.مترادفها و واژههای مرتبطذات، سرشت، طبیعت، طینت، نهادجوهر، جوهرهمایهواژه قبلی: خمیرواژه بعدی: خمیرگیر