واژه جو

خنا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خنا. [ خ َ ] (ع اِ) آفات . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ): خنا الدهر؛ آفات زمانه .

خنا. [ خ َ ] (اِ) حنا، پارسی حناست که بر موی و دست و پای مالند. از فرهنگ مخزن الادویه نقل شد. (انجمن آرای ناصری ). ظاهراً مصحف حناست .

معنی خنا | واژه جو