واژه جو

خندان شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خندان شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) خرم شدن . (یادداشت بخط مؤلف ) : تا زمین و آسمان خندان شود عقل و روح و دیده صد چندان شود. مولوی . ♦ خندان شدن شمشیر ؛ کنایه از دندانه دار شدن شمشیر و مانند آن . (آنندراج ) : قیمت شمشیر کم گردد چو خندان میشود. وحید (از آنندراج ).

معنی خندان شدن | واژه جو