خندیدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خنده زدن، خنده کردن، ضحک، قهقهه زدن (متضاد: گریستن) ابتسام، تبسم کردن، لبخند زدن شکفتن، شکوفا شدن، وا شدن، باز شدن (متضاد: پژمردن، خشکیدن) سبزشدن (متضاد: خشک شدن) درخشیدن، روشنشدن (متضاد: غروب کردن)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خنده زدن، خنده کردن، ضحک، قهقهه زدن (متضاد: گریستن) ابتسام، تبسم کردن، لبخند زدن شکفتن، شکوفا شدن، وا شدن، باز شدن (متضاد: پژمردن، خشکیدن) سبزشدن (متضاد: خشک شدن) درخشیدن، روشنشدن (متضاد: غروب کردن)