خنوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنوف . [ خ ُ ] (ع اِ) خشم . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
خنوف . [ خ َ ] (ع ص ) شتری که در وقت دویدن سوی سوار سرگرداند (مذکر و مؤنث در آن یکسان است ). یقال : «جمل خنوف » و «ناقة خنوف » ج، خنف .