خنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص.) (عا.) کودن، کم عقل، گیج.(خِ) (اِ.) اسب سفید موی.مترادفها و واژههای مرتبطبیشعور، دیرفهم، کمعقل، کودن، سفیه، کانا، کندذهن، منگ ≠ زیرکاسبسفیدواژه قبلی: خنکواژه بعدی: خنگ بید