خواب آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب آوردن . [ خوا / خا وَ دَ ] (مص مرکب ) ارقاد. (یادداشت بخط مؤلف ). موجب خواب شدن . بخواب بردن : سایه خواب آرد تو را همچون سمر چون برآید شمس انشق القمر. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب آوردن . [ خوا / خا وَ دَ ] (مص مرکب ) ارقاد. (یادداشت بخط مؤلف ). موجب خواب شدن . بخواب بردن : سایه خواب آرد تو را همچون سمر چون برآید شمس انشق القمر. مولوی .