خواب بچراغ گفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب بچراغ گفتن . [ خوا / خا ب ِ چ ِ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) خواب و رؤیای خود را برای چراغ نقل کردن و مقصود آن است که چون خواب موحش و پریشان ببینند و در شب بیدار گردند آن خواب را پیش چراغ نقل می کنند. گویند این عمل اثر بدی خواب را محفوظ میدارد و تحقیق آن است که تخصیص به خواب موحش بی جاست بلکه مطلق خواب پیش چراغ نقل میکنند از جهت آنکه مبادا اگر با نااهلی گویند و تعبیرش بلفظ قبیح کند همان اثر میبخشد. (آنندراج ) : دور از تو نیارم بنظر گلشن و باغ هر سرو مرا بی تو بود دود دماغ گل را بینم حدیث روی تو کنم مانند کسی که خواب گوید بچراغ . میرزا اثر (از آنندراج ).