خواب دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب دادن . [ خوا / خا دَ ] (مص مرکب ) خواب کردن . بخواب بردن . کنایه از فریب دادن : زره برهای از زهر آب داده زره پوشان کین را خواب داده . نظامی . خضر راهت گر کنند از راهزن غافل مباش درخور بیداری اینجا خواب غفلت میدهد. صائب (از آنندراج ).