خواب گم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب گم کردن . [ خوا / خا گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خواب نبردن . خواب از دست دادن . بیخوابی کشیدن : زلف او درشد بتاب و چشم من درشد به آب چشم من گم کرد خواب و زلف او گم کرد سر. میرمعزی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب گم کردن . [ خوا / خا گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خواب نبردن . خواب از دست دادن . بیخوابی کشیدن : زلف او درشد بتاب و چشم من درشد به آب چشم من گم کرد خواب و زلف او گم کرد سر. میرمعزی (از آنندراج ).