خوابیدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خسبیدن، خفتن، غنودن به خواب فرو رفتن، لالا کردن، لالائی کردن، (متضاد: بیدار شدن) دراز کشیدن تعطیلشدن، راکد شدن، متوقف گشتن (کار، فعالیت) کاهش یافتن، فرونشستن آرمیدن همبسترشدن، همخوابی کردن بستری شدن انبارشدن، ذخیره ش